|
| ||
|
از داداش حسینم! یاد گرفتم، که فحش و ناسزا هم، برای خود، شأن و جایگاهی دارد، که نباید حرام هر کس و ناکسی کرد. بعضی ها رو باید فقط بی محلّی کنی. به عبارت بهتر؛ محل سگ هم بهشون نذاری! چه برسه به این که بخوای بهش بپردازی و در موردش حرف بزنی. چه کنم! انگار این مردک ابله، دوست داره که کمی لیچار بارش کنیم. شاید هم گرفتار بیماری مازوخیسم، یا همون خود آزاری شده، که باعث می شه دست از دهنت برداری و هرچی که سزاوارش هست، بارش کنی! البته من این بار قصد دارم به این پدیده، با دید کاملا" فلسفی بپردازم! موضوع در خصوص حرکت جدید بهاءالله مهاجرانی، همون (متعدد الزوجات والفراری) و کاسه لیس لندن نشینه. می دونم با خودتون می گین؛ موضوع کم بود که دوباره به این تفاله پرداخته بشه. این همه خداوند موجودات متنوع آفریده. از انواع پرندگان و آبزیان گرفته تا حیوانات موذی و غیر موذی و گاو و اسب و خر و کره خر! چرا وقت ما رو بیهوده می گیری!؟ ***************************************** اشاره شد؛ خر و کره خر، اتفاقا" من می خوام به همین موضوع اشاره کنم! حتما در خبرها شنیدید که کفگیر گدایی مهاجرانی و اعوان و انصارش، بد جوری به ته دیگِ سوراخِ وطن فروشی، اصابت کرده و اون رو مجبور کرده، علیرغم میل باطنی! به دعوت جنایتکار وهابی عربستان، پاسخ مثبت بده و در ضیافت آل سعود شکمباره، سختی سفر از اروپا رو به آسیا، تحمل کنه و برای عرض ادب، راهی دربار ملک عبدلی بشه. و یک بوسه ی چند میلیون دلاری، از دست آغشته به خونِ ملت مظلوم بحرین و شیعیان غریب عربستان، بگیره. و شاد و سرمست، دوباره بار و بندیل ببنده و چهار نعل، به سمت انگلستان بتازه. حتما" می گین حالا این خبر چه ربطی به اون دو جانور مذکور؟ برگردم به موضوع خر و کره خر. برای این که ذهن شمای خواننده ی عزیز، کمی ملموس تر بشه، به قول امروزی ها، یک (فلش بک) می زنم به زمانی که بهاءالله مهاجرانی وزیر ارشاد دولت خاتمی بود. ***************************************** اگه خاطر شریفتون باشه، در یک جلسه ای که اگه اشتباه نکنم، در حضور برخی نمایندگان وطن فروش مجلس ششم و شاید هم در حضور همه ی نمایندگان، بود گفت: "دلیل فراست و ترقی من این است که، بنده شیر الاغ (یا به زبون خودمونی شیر خر!) خورده ام". بله؛ این اظهار نظر مهاجرانی، در زمان خودش هم، با واکنش هایی همراه بود. اما کمتر کسی فکر می کرد، خوردن شیر خر، توسط مهاجرانی، اینقدر اثر داشته باشه که، در اندک زمانی، پله های ترقی و زکاوت رو بتونه یکی یکی طی کنه! و شما! شک نکنید، اگه کسانی مثل؛ خاتمی و موسوی و کروبی و قس علی، نه هذا بلکه ذالک! که الان، لِنگ در هوا موندند و در برزخ خشم ملت ایران به سر می برند، می دونستند که خوردن این شیر، با اون غلظت خاصی که داره، می تونه اون ها رو هم به این مراحل بالای چاپلوسی و کاسه لیسی برسونه، حتما" قیمت خر ماده در زمان دولت خاتمی، به خاطر شیرش، از قیمت سکه ی الان در دولت احمدی نژاد بیشتر می شد! اما فارغ از این که مهاجرانی، چطور و در چه زمانی، و از چه طریقی، موفق به خوردن شیر خر شده. و آیا این شیر به اون خورانده شده؟! یا خودش با میل و رغبت نوش جان کرده؟! و آیا مستقیم از خر خورده؟! یا نه بعد از دوشیدن و...، این نکته رو باید به ایشون گوشزد کرد که؛ نه بابا! زیاد خوش حال نباش. جنابعالی شیر خر نخوردی، بلکه شیر کره خرِ نا بالغِ قبرسی، نصیبت شده (به شرط این که بپذیریم در مثال مناقشه نیست!) ***************************************** بله جناب بهاءالله، تو تا مرحله ی خوردن شیر خر، هنوز اندک زمانی نیاز به آبدیده شدن داری! تو حتما" اگر خواننده ی این سطور باشی، هچون ستور! از خود خواهی پرسید: پس یعنی شیر خر رو کی می تونه بخوره؟! و من به تو جواب می دم: شیر خر رو اون هایی خوردند که، علیه ملت همیشه سرافراز ایران، و امام همیشه مقتدرشون، خامنه ای عزیز، عَلَم فتنه بلند کردند. و علیه جمهوریت ملت، شوریدند. آری سران فتنه و رأس فتنه و بعضی آقازاده ها، مُفتَ خر، به نوشیدن شیر خر، شدند. و هم اکنون، بوی گند آروغشان، حسابی سر ملت رو به درد آورده. اما از اون جایی که مردم ایران، همیشه با درایت و بزرگی و اقتدار، پوزِ همه ی دشمنان داخلی و خارجی و انواع و اقسام منافقین رو به خاک مالوندند، پایان امسال رو هم، با افتخاری مضاعف، و پیروزی دیگر، به اتمام خواهند رسوند. و از همین جا آرزو می کنم، دستگاه محترم قضا هم، با عمل به وظیفه ی ذاتی خود، پایانِ سالِ خوب و خوشی رو، به ملت ایران هدیه کنه و کمی از رنج قیمت های سرسام آور انواع و اقسام کالاهای ضروری و غیر ضروری بکاهه. آرزو که برجوانان عیب نیست. یا حد اقل: وصف العیش، نصف العیش!! [ جمعه 28/11/90 ] [ 3:11 عصر ] [ احمد ]
|
||
| کلیه حقوق این سایت برای نویسنده محفوظ است. | ||