سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
سئوال: چه کسی سرهنگ را کشت؟ جواب: چادر ثریا! - چشم انتظار
امکانات وبلاگ
بازدید امروز: 39
بازدید دیروز: 43
کل بازدیدها: 8415

محبتت به چیزی، کور و کر می کند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

 


نوشته ای از مهدی آذر پندار در سایت رجا نیوز


هنگامی که نخستین قسمت سریال «تاثریا» با آن آیه‌ی ابتدای تیتراژش از تلویزیون پخش شد، فکر می‌کردیم که بعد از شاهکار «وضعیت سفید» ، انتظار ما برای دیدن یک سریال خوش مضمون و خوش فرم طولانی نمی‌شود و «تا ثریا» به علت پرداختن به یک موضوع مبتلا به جامعه و یک دغدغه‌ی قرآنی -یعنی رباـ سریالی خواهد شد به یاد ماندنی. حضور سیروس مقدم در مقام کارگردانی این سریال هم امیدوارترمان می‌کرد به اینکه شاید موفقیت سریال «پایتخت» دوباره تکرار شود و بسیاری از کدورت‌های اخیر بین قشر مذهبی و رسانه‌ی ملی مرتفع شود؛ کدورت‌هایی که به دلیل ضعف مفرط رسانه‌ی ملی در جریان وقایع فتنه‌ی 88 کلید خورد و با پخش سریال‌هایی همچون «ساختمان پزشکان» و دفاع جانانه‌ی معاون سیما از آن بیشتر و بیشتر شد. سریال که شروع شد، تمرکز قسمت‌های اول بر روی موضوع ربا و مال شبهه‌دار نشان می‌داد که ظاهراً حدس‎مان غلط نیست و قرار است به جای دیدن فیلم‌فارسی‌هایی همچون خیانت یک مرد ایرانی به زنش و بعد فلج شدن او به سبک سریال کلید اسرار(!) و یا حکایت نخ‌نما شده‌ی دوستی چندین ساله‌ی دو دوست قدیمی که بر سر هیچ و پوچ به دشمنی تبدیل می‌شود و موضوعات بی‌خاصیت دیگری از این دست، با یک سوژه‌ی جدید، با رنگ و بوی مذهبی و از جنس دغدغه های مردم روبرو شویم. اگرچه در همان قسمت‌های اول و در اوج خوش‌بینی، نحوه‌ی تصویربرداری کار برای‎مان سوال بود و اینکه چرا کارگردان تا این حد بر زشت و ترسناک جلوه دادن کاراکتر اصلی از طریق گرفتن کلوزآپ‌های متعدد و حتی اکستریم کلوزآپ‌های غیرمرسوم اصرار دارد. در کنار آن، رو گرفتن‌های افراطی و نحوه‌ی عجیب چادر سر کردن کاراکتر «ثریا» هم با علم به اینکه او در قسمت‌های بعدی قرار است بلغزد، مشکوک‌مان می‌کرد. کمی که کار جلو رفت، سوال‌های‌مان در مورد برخی ریز داستان‌های فرعی سریال بیشتر شد. اینکه برادر شوهر ثریا با وجود اینکه تقریباً شخصیتی منفی دارد و در زمان مرگ برادرش آشکارا با خواستگاری زودهنگامش از ثریا بی‌حیایی کرده است، چرا همیشه تسبیح به دست می‌گیرد؟ اینکه قرار است از رابطه‌ی ثریا و سرهنگ چه چیزی عاید بیننده شود؟ و در کنار این سوال‌ها، مسئله‌ی رابطه‌ی پویا -پسر ثریا- با دختر همکلاسی‌اش هم برای‎مان آزاردهنده شده بود. اینکه چرا در یک خانواده‌ی مذهبی کسی از دوستی پسر خانواده با یک دختر نامحرم ناراحت نمی‌شود و یا اگر هم نارحتی و مخالفتی هست، از آن جهت است که این دوستی به درس‌خواندن پویاخان لطمه می‌زند! اما در همین خانواده‌ی مذهبی همه در برابر رسمی شدن این رابطه و بهتر بگویم در برابر شرعی شدن آن موضع می‌گیرند؟ از آنجا که به سیروس مقدم خوش‌بین بودیم و نیز هنوز هم دغدغه‌ی سازندگان سریال را بابت پرداخت به موضوع «ربا» در آشفته بازار سریال‌های بی‌خاصیت مغتنم می‌دانستیم، سکوت کردیم. اما هنگامی که ثریا با سرهنگ ازدواج کرد و بعد در اثر یک اتفاق او را کشت، راستش را بخواهید دیگر یادمان رفت که این سریال در مورد چه بوده و قرار بوده چه بگوید! بیش از موضوع ربا، ذهن‌مان را این موضوع به خود مشغول کرد که راستی این خانواده‌ی مذهبی دوباره می‌تواند سروشکلی به خود بگیرد؟ آیا با مادری که پنهانی ازدواج کرده و بعد شوهرش را کشته است، می‌توان دوباره مثل قبل سر یک سفره نشست؟ آیا با دامادی چنین حریص (مسعود) می‌توان دوباره روابط خانوادگی برقرار کرد؟ اما از سوی دیگر قسمت خوش‎بین‌ ذهن‎مان مدام یادآوری می‌کرد که این اتفاقات به شدت تلخ، حاصل همین گرفتن رباست و اتفاقاً نویسنده پازل خوبی را برای عبرت مخاطب طراحی کرده است. بعد ازفکر کردن به این موضوع، اگرچه کمی قانع شده بودیم، اما هنوز چند سوال بی‌جواب داشتیم. اول اینکه اگر ورود به مقوله‌ی ربا تا این حد می‌تواند خطرناک باشد، پس چرا خانواده‌ی «آقا رضا» که تا گردن در این لجن‎زار ربا فرو رفته‌اند، سهم‌شان از مجازات‌ها کمتر از «ثریا» است؟ چرا مثلاً زن آقا رضا که با زیاده‌خواهی‌هایش ظاهراً عامل اصلی رو آوردن همسرش به نزول‌خواری بوده است، مثل ثریا تنبیه نمی‌شود؟ چرا دوربین فقط با ثریا نامهربان است و در مورد آقا رضا و همسرش قرار نیست چهره‌ی ترسناک و یا حداقل زشتی ترسیم شود؟ راستی چرا بقیه‌ی طلب‌کاران آقا رضا مثل «ثریا» بی‌آبرو و قاتل نشده‌اند؟ مگر «ثریا» بر خلاف بقیه، ابتدا راضی به مشارکت به‎جای ربا نشد؟ پس چرا بیش از دیگرانی که از همان ابتدا ربا را برگزیدند، مورد مجازات قرار گرفت؟


*****************************************************


اما شب گذشته (دوشنبه) ماجرا برای‎مان فرق کرد، اگرچه تا همین قسمت قبلی از اینکه چطور یک زن مذهبی به بدترین وجه جلوی مخاطب خرد و بی‌آبرو می‌شود، حرص می‌خوردیم ولی با این وجود، همه چیز را به دلیل خوش‌بینی به آثار ربا ربط می‌دادیم. اما دیشب متوجه شدیم که نه! انگار چادر ثریاست که برای او عامل دردسر شده است نه ربا! چرا که اگر چادر ثریا نبود و زیر پای سرهنگ گیر نمی‌کرد، سرهنگ هم نمی‌مرد و این همه دردسر به وجود نمی‌آمد و فقط ثریا می‌ماند و یک ازدواجی که فاش شدنش هم خیلی ترسناک نبوده است و البته مقداری مشکل اقتصادی! و انگار فرق ثریا با بقیه عاملین ربا، در همین چادر است و لاغیر! راستی نویسنده‌ی سریال چرا در صحنه‌ی تشریح قتل توسط ثریا، پای چادر او را وسط کشید؟ چرا ثریا که قرار است در این سریال نماد یک زن نگون‌بخت باشد، نیمی از صورتش را زیر چادر پنهان می‌کند و ادای سوپر مذهبی‌ها را در می‌آورد؟ آیا این نوع حجاب، با نحوه‌ی زندگی او و فرزندانش متناسب است؟ این نماهای غیر عادی از صورت ثریا به چه معناست؟ چرا نویسنده ماجرای ازدواج «پویا» و مخالفت ثریا با آن را در تقابل با ازدواج پنهانی ثریا قرار داده است؟ برای آنکه یک مادر مذهبی را به دلیل تناقض در گفتار و عملش جلوی چشم میلیون‌ها نفر از مخاطبین و در برابر فرزند جوانش لجن‌مال کند؟ تأثیر این سریال بر نوع نگاه جوانان به مادر خود چیست؟ آیا مسائلی از این دست، در قسمت‌های اخیر به جای مسئله‌ی ربا، به محوریت کار تبدیل نشده تا آنجا که اصلاً ماجرای مال شبهه‌ناک به فراموشی سپرده شده است؟ آیا اصلاً این مسائل در صداوسیما مورد توجه قرار می‌گیرد یا آنکه به بهانه‌ی توجه به موضوع ربا، می‌توان هر بلایی بر سر یک زن چادری محجبه آورد تا جایی که او به یک شخصیت ترحم برانگیز بیچاره تبدیل شود؟ حالا می‌توان با صراحت اعلام کرد که «ربا» در این سریال موضوع اصلی نیست و خود ثریاست که برای نویسنده جذابیت دارد. به همین خاطر او برای حفظ اصول دراماتیک، هر بلایی را که می‌خواهد سر ثریا آوار می‌کند و اصلاً به تاثیرات آن توجهی ندارد. و این نه مختص این سریال که به یک روال در صداوسیما تبدیل شده است.


 و در پایان یک دغدغه‌ی جدی! آقای ضرغامی! آقای دارابی! نگرانیم شکاف بین صداوسیما و مردمی که به چادر، به ریش تیغ نخورده، به شرعی شدن روابط دختر و پسر، به خانواده، به مفهوم مادر و به امثال آن تعصب دارند، به زودی به دره‌ای تبدیل شود. آیا شما نگران این موضوع نیستید؟ آیا از این سریال هم به خاطر توهین به چادر تقدیر خواهید کرد؟ آیا شما که خودتان خانواده‌های محجبه‌ای دارید، از اینکه در پر مخاطب‌ترین برنامه‌ی مجموعه‌ی تحت امر شما، این‌طور حجاب برتر به لجن کشیده شد، خجالت نکشیدید؟ آیا مدعی العموم که به‌درستی با ویژه‌نامه موهن روزنامه ایران (خاتون) برخورد کرد، با خاتون صداوسیمای ضرغامی هم برخورد خواهد کرد؟ راستی آقای دارابی کی مراسم تقدیر از «تا ثریا» را برگزار خواهد کرد؟


[ سه شنبه 27/10/90 ] [ 6:18 عصر ] [ احمد ]
درباره وبلاگ

احمد[32]
(( دانشجوی عارف، شهید وحید شادیفر)) چه کسانی بهتر از شهدا، می توانند مدیریت کنند. آنان که از خود رستند و به خدا پیوستند. پس هان ای شهیدان، بگیرید دست ما را و خود هدایتمان کنید، به آنچه که خیر و صلاح ما در آن است. به یاد تمام شهیدان انقلاب، بخصوص شهید عزیز، (وحید شادیفر).
جنبش وبلاگی کمک به اشراف زادگان نیازمند